{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

شب آمد و خیال او رها نمی کند مرا !
ز خاطرات هر شبش جدا نمی کند مرا !
کجا گریزم از غمش، کشانده ام به درد و تب
تبی که مرهمی جز او ، دوا نمی کند مرا !
نشسته ام به انتظار ، تا که ببینمش دمی
ولی دگر بجز جفا ، وفا نمی کند مرا !
ز هجر او به سينه ام، نشسته داغ خاطرش
ز داغ وصل خود جدا، چرا نمی کند مرا !
کفر نباشد این چرا در اين زمان بیکسی
دگر خدا به سوی خود، صدا نمی کند مرا !
اگر.رسد به درگهش، دعای بی صدای من
نه حاجت و نه آن دعا، روا نمی کند مرا !
دیدگاه ها (۰)

شب آمـد و خیـالِ او، رهـا نمی کند مـراز خاطراتِ هـر شَبـش، ج...

شب آمـد و خیـالِ او، رهـا نمی کند مـراز خاطراتِ هـر شَبـش، ...

سنگدلا چرا دگر جور و جفا نمی کنی جور و جفا بکن اگر مهر و وفا...

تصنیف سنگ دلا از همایون شجریان

اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست مرغ قفس پریده را حاجت آب ...

بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شودداغ تو دارد این دلم جا...

بـــی همگــــان بســـــر شـــــود  بی تـو  بســـــر  نمـــی ...

بـــی همگــــان بســـــر شـــــود بی تـو بســـــر نمـــی شــ...

بـــی همگــــان بســـــر شـــــود بی تـو بســـــر نمـــی شــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط