{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن دورها

آن دورها
نه خیلی دور
پشت تخته سنگی شاید ،
یا لابه لای دسته علفی
چیزی انتظارم را میکشد ؛
اسمش را نمیدانم
پیش خودم صدایش میزنم؛ «آینده» ..!!
پـ ن : طبیعت بکر و زیبای زادگاهم ..😊
دیدگاه ها (۰)

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

پرنسس ناخواسته

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

Twenty four

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

𝖕𝖆𝖗𝖙7دود، مثل ماری خاکستری، در راهروها می‌خزید. مارال با پدر...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

🖤 پارت ۲ | «پناه»لانا هنوز جلوی عمارت ایستاده بود.نگاهش به د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط