مثل سگ

🍁مثل سگ🍁

یک روز می آید که تو گشتی پشیمان مثل سگ
در سراغم می دوی هر سو هراسان مثل سگ

رد پایم را به هذیان مثل سگ بو می کشی
در سراغم می شوی نالان و گریان مثل سگ

کوچه کوچه کوچه کوچه زیر باران
مثل سگ
عاقبت لِه می شوی بین اتوبان مثل سگ

سعی کردم دور باشم از تو اما می گرفت
چشم هایت پاچه ی دل دور از جان مثل سگ

تا میان جمع می شد صحبت از زیبایی ات
از حسادت می فشردم لب به دندان مثل سگ

گرچه از چشم تو افتادم به لطف دوستان
من وفادار بودم به قرآن مثل سگ

ای درخت گل نشد بر شاخه هایت پر کشم
پارس می کردند اطرافت رقیبان مثل سگ

حرف رفتن شد میان ما و گفتم خب برو
حال پشیمانی پشیمانی پشیمان
مثل سگ
#دکلمه#شعر
#محمد_خوش_بین
#گویندگی#شاعر
#خوشبین
#اتوبان#سگ
#پشیمان
#قرآن
دیدگاه ها (۰)

دلم مشغولِ یک عشق است و از مردم گریزان است  میانِ سینه مِهرت...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

کن نیچیوا ❤️‍🔥اومدم با پارت ۴ این سناریو ی شاهکار...لایک پار...

🍁مثل سگ🍁

😥یک روز می آید که تو گشتی پشیمان مثل سگ

🍁تو نباشی🍁

🍁خواب خوش خیالی🍁

🍁همه دار و ندارم که تویی🍁

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط