مثل آن دم که بگیرد رگ جان در مستی

مثل آن دَم که بگیرد رگِ جان در مستی

مثل آن دَم که بگیرد رگِ جان در مستی
تو خوشایندترین قسمت عمرم هستی

از میان همه‌ی خلق تو را خواسته‌ام
کز همه خلق بریدی و به من پیوستی

عشق را، چندان با عقل درآمیخته‌ای
که جهانی متحیر شد از این تردستی

من گریزنده‌ترین وحشی دوران بودم
تو به سرپنجه‌ی تدبیر، مرا پا بستی

گرچه میلی به تماشای جهان نیست مرا
ترک این منزل ویران نکنم تا هستی!

#سید_عبدالجواد_موسوی
دیدگاه ها (۷)

گوش ما شایسته شنیدن شعر خوب است. دل ما سزاوار آرامش.مثل آن د...

.....‍ شیشه ی قلب مرا آسان شکستی ، عشق منبند بند عشق را از ه...

تورا با اشک و خون از سینه راندم آخرهم                     که...

یوسفعلی میرشکاک

غلامعلی رعدی آذرخشی شاعر تبریزی

همایون رحیمیان

💔 💔 💔 💔 💔 @the_Cold_Memoriesمن خودم مرگ ِ خودم را به خودم فه...

اکرم محمدی شاعر تهرانی

#اشعار_نظامی _______________________________________________...

سید کریم امیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط