من چیزی را گم کرده‌ام

من چیزی را گم کرده‌ام

من چیزی را گم کرده‌ام
ذوقی کودکانه را شاید
که دیگر هیجانی برای پیدا کردن کسی
در مسیرهای هرروزه‌ی برحسبِ تصادف ندارم

اما تو 🌻 اگر مرا برحسب تصادف دیدی
طبیعی بخند
و به رویم نیاور
مردی را که شبی آخرین تپش‌های عاشقانه‌ی قلبش را
بی‌هیچ تشریفاتی دفن کرد
و به زندگی میان دیگران برگشت
دیدگاه ها (۰)

اخرین بازمانده

𝖕𝖆𝖗𝖙7دود، مثل ماری خاکستری، در راهروها می‌خزید. مارال با پدر...

پارت چهارم | «فقط یه استاد»جمعه، بعد از آخرین کلاس، حیاط دان...

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

part3

Covenant of Blood and Silk

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

اشتباه گرفتید

مثل هر روز آخرین نفری بودم که کامپیوتر را خاموش میکردم و از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط