{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق و دیوونه تو...

PartThree_last

جیمین ویو
صدای نفسای نا منظم ا.ت توجهمو جلب کرد...با بهتر گوش دادن فهمیدم داره بی صدا گریه میکنه!

_بیب!!!
_داری گریه میکنی دختر؟
با این حرف گریه ا.ت صدا دار شد و همونجور جوابشو داد
دوستت ندارم خیلی بدی

جیمین خنده ای زد که ا.ت با تشر گفت کوفت
_بیبی بخشیدمت بسه گریه نکن(ا،تو از پشت بغل کرد)دختر بابا که گریه نمیکنه
ا.ت هم تو بغل جیمین چرخید و سرشو تو سینه پسر فرو برد و بغلش کرد
مقصر همه بیشعور

خندید و با بالا آوردن سر ا.ت اشکاشو پاک کرد
_الان که آشتی شدی نه؟بیا بخوابیم جوجه
نخوابیم(گریه کم)
_چیکار کنیم
بازی
_چه بازی
نمیدونم
_من میدونم
حب چیه بازیش

جیمین از ا.ت جدا شد و روش خیمه زد
_بازی با شما؟
از این حرف ا.ت خندید و اشکاشو پاک کرد
بازیش چطوریه؟
_اینجوری..

جیمین لبای ا،تو محکم بوسید دختری که الان زنش،شده بود دختری که حتا قبلش مال جیمین بود و قرار نبود هیچوقت ازش جدا بشه؛ محکم لبای ا،تو مک میزد و ا.ت هم مدام با انگشت اشکال مختلفی رو شکم و سینه پهن پسر می‌کشید
جیمین با کم شدن نفسش کیس رو تموم کرد و کنار گوش ا.ت گفت
_اموال من برای من تا ابد میمونه بیبی اگر میخوای امشب هم امتحانش کنیم
بیشعور
_لبخند سکسی

زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند
دیدگاه ها (۹)

درد سخن یا حکم تیر

درد سخن و حکم تیر

عاشق و دیوونه تو...

عاشق و دیوونه تو...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

نام:قرارداد نفرتpart:⁴²هانا گفت:«چون مهمونیه دیگه.»ا/ت سرش ر...

ادامه قبلی

سناریو مایکی پارت اخر

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

پارت 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط