خورشید میشوم

خورشید میشوم

از بیمارستان که زدم بیرون رفتم توی دنیای خیالات خودم...
خودمو دیدم که خسته از عالم و آدم حسی شبیه دلتنگی عمیق درونمو به آتش کشیده و الا من آدم خستگی نبودم...
و بعد توی صفحات خاطرات قدیمی پریدم به روز آخری که کنار یارجان نشسته بودم...
"میدونستم تصمیمشو گرفته با اینکه هنوز حرفی از رفتن نبود...
بغض توی گلوم میجوشید و بالا می اومد...
پرسید:
الهام! چیشده؟
گفتم:
خیلی دلتنگت بودم...
من خیلی دوستت دارم...
وقتی نیستی نمیدونم، بلد نیستم با دلتنگیم کنار بیام...
آروم با دستمال اشک گوشه چشمم رو پاک کردم..."
یکی از بیرون به من نگاه میکرد حال آدم مستی رو داشتم که به زور خودشو سمت ماشین میکشوند...
نشستم روی صندلی و با دستمال اشک صورتمو پاک کردم...
#الهام_جعفری
#ممنوعه
#جدی_نگیرید
#آهنگ_گوش_بدید
#دنگ_شو
دیدگاه ها (۷)

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁴_توی عمارت بمب گذاشتیمچشم‌هام گرد شد...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۵قبله..توي انبار بود.. سرشو ...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

اخرین دعا 28

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۹۰ | وقتی آت رفت....

کپشننن .💘🔪.عروسک من😈🔞 پارت سوم با چشمای خیس به چشمای سیاه...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط