{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مَن اَز زِندِگی کردَن توی خاطِراتِ قَدیم، جون‌ می گیرَم ب

مَن اَز زِندِگی کردَن توی خاطِراتِ قَدیم، جون‌ می گیرَم برایِ ساختنِ خاطراتِ جَدید...
اینکه نورِ خونه‌ام کَم باشه و مُتِمایِل به زَرد،
اینکه وسایلَم چوبِ قَهوه ای و‌ گردویی باشه،
اینکه هر گوشه ی خونه م یکی دو تا گلدون باشه چون عاشقِ رنگِ سبزم‌،
اینکه رنگ ها‌ به خونه م روح بِدَن،
اینکه مِثلِ قدیم, توی دیسِ مِلامین غذا بِکِشَم،
گنجه‌ام پُرِ گلسرخی باشه، توی کتریِ لعابی، آب جوش بیارَم،
دوغ رو توی پارچِ خشتیِ نه چندان شفّاف بریزَم،
چای رو توی قوری گلسرخی دَم کُنَم و روی جانونیم تورِ اطلَس پود بِندازَم،
روزِ من رو قَشَنگ می کُنه... .
حالا شُما با زندِگیِ مُدِرن و رنگ های روشن و لوازِم لوکس، خوشحالی؛ خُب نوووشِ جونِت عزیزَم.🤍

#Nostálgico_Time
دیدگاه ها (۱)

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 25لطفا اگه ممکنه که ...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵⁷تهیونگ:ا/ت، منظورم این نبود…ا/ت:پس منظو...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

وقتی داداش ناتنیت بود...¹در اتاقت با شتاب باز شد..مثل همیشه،...

#in_your_eyespart_۹۹ویو کایلااز همون صبح تصمیممو گرفته بودم....

جدایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط