{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌱🍒با این غروب از غم سبز چمن بگو

🌱🍒با این غروب از غم سبز چمن بگو
اندوه سبزه های پریشان به من بگو

اندیشه های سوخته ی ارغوان ببین
رمز خیال سوختگان بی سخن بگو

آن شد که سر به شانه ی شمشاد می گذاشت
آغوش خاک و بی کسی نسترن بگو

شوق جوانه رفت ز یاد درخت پیر
ای باد نوبهار ز عهد کهن بگو

آن آب رفته باز نیاید به جوی خشک
با چشم تر ز تشنگی یاسمن بگو

از ساقیان بزم طربخانه ی صبوح
با خامشان غمزده ی انجمن بگو

زان مژده گو که صد گل سوری به سینه داشت
وین موج خون که می زندش در دهن بگو

سرو شکسته نقش دل ما بر آب زد
این ماجرا به آینه‌ی دل شکن بگو

آن سرخ و سبز سایه بنفش و کبود شد
سرو سیاه من ز غروب چمن بگو🌱🍒


(ه.الف.سايه)
دیدگاه ها (۰)

آن آب رفته باز نیاید به جوی خشک با چشم تر ز تشنگی یاسمن بگو ...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند سایه ی سوخته دل این طمع خام ...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلندسایه ي سوخته دل این طمع خام م...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلندسایه ي سوخته دل این طمع خام م...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

ساقیا ساغر شراب کجاست... وقت صبحست آفتاب کجاست...خ...

دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاستگفت با ما منشین کز تو سلا...

دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاستگفت با ما منشین کز تو سلا...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط