{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟
سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام مبند

دولت وصل تو ای ماه نصیب که شود
تا از آن چشم خورد باده و زان لب گل قند

خوشتر از نقش تواَم نیست در آیینهٔ چشم
چشم بد دور زهی نقش و زهی نقش‌پسند

خلوت خاطر ما را به شکایت مشکـن
که من از وی شدم ای‌دل به خیالی خرسند

من دیوانه که صد سلسله بگسیخته‌ام
تا سر زلف تو باشد نکشم سر ز کمند

قصّه ی عشق من آوازه به افلاک رساند
همچو حسن تو که صد فتنه در آفاق افکند

سایه از نازوطرب سر به فلک خواهم سود
اگر افتد به سرم سایه ی آن سرو بلند...🦋🦋

دلتنگتم جانانم


جاده.دوهزار.شهسوار.

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

وارث سایه ها

سایه کاپل: جونگ کوک ، سویونسبک؟ تک پارتی ( Rose ) _ "نه.. نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط