داشتم کتاب اتاقی از آن خود رو می خوندم

داشتم کتاب "اتاقی از آن خود" رو می خوندم

داشتم کتاب "اتاقی از آن خود" رو می خوندم
رسیدم به این تیکه اش
انگار دقیقا داشت منم توصیف می کرد

میدونی من خیلی با آدم‌ ها مهربونم
دیفالتم نسبت به همه مثبته
ولی وای به وقتی که حس کنم
کسی داره ازم سواستفاده میکنه
یا اون دوستی و رابطه یک‌ طرفه‌ست
دیگه خنثی‌ ترین میشم نسبت به اون آدم
نه چیزی میگم،نه کاری میکنم
و این تووی خطِ رفتاریِ من
بدترین مجازاتیه که میتونم برای یک نفر قائل بشم
دیدگاه ها (۳)

واییحح بچه هاا ساعت 2:20 شب اومدم غیبت کنم و حرص بخورم👺😭🙏🏻من...

I'm not jealous part 60اسم دختر کوچولوشون هارامه خیلی کیوته ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۲جونگسو؟ چیکار می‌...

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭: ¹ویو اتهوا بارونی بود.صدای قطره‌های...

My lovely neighbor part : ۶۹

هم سلولی خطرناک (part2)هفته‌ی اول دختر یاد گرفت چطور توی زند...

مهمونی خطرناکپارت: 24ویو جونگ‌کوک تماس رو قطع کردم و گوشیم ر...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

Me:)

داشتم کتاب "اتاقی از آن خود" رو میخوندم، رسیدم به این تیکه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط