هعییی دلم تنگ شد واسه اون موقع ای که لحظه شماری میکردم وا

هعییی دلم تنگ شد واسه اون موقع ای که لحظه شماری میکردم وا

هعییی دلم تنگ شد واسه اون موقع ای که لحظه شماری میکردم واسه دیدن مامان بزگم اون موقع ها حسی خیلی داشت الان همچی بی‌رنگ شد توف تو بزرگ شدن
#
دیدگاه ها (۱)

پرنسس کوچولو تولدت مبارک.. البته الان دیگه کم کم داری بزرگ م...

وای خیلی بده واقعامنم این و درک میکنم یه سال پیش مامانبزرگم ...

اگه این طوریه. آرزو میکنم لباس باشم..

Cruel Love.پارت اول ویو آنجلینا.خیلی ذوق داشتم واسه اومدنشون...

گفتم خسته و درموندمولی کسی نبود بشنوه...من ادم بدی نیستم.......

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟓 جین: بله منم خوشحال میشم که با شما دوست ...

ادامه پارت ۶ وقتی بحث شیرموزها بالا گرفت و همه با هم یکی شدن...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

توجه 📌حتما بخونید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط