{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین است

رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین است
نشان قافله سالار عاشقان این است

مبین به چشم حقارت به خون دیده ما
که آبروی صراحی به اشک خونین است

ز آشنایی ما عمر ها گذشت و هنوز
به دیده منت آن جلوه نخستین است

نداد بوسه و این با که می توان گفتن؟
که تلخکامی ما ز آن دهان شیرین است

به روشنان چه بری شکوه از سیاهی بخت
که اختر فلکی نیز چون تو مسکین است

به غیر خون جگر نیست بی نصیبان را
زمانه را چه گنه چون نصیب ما این است

رهی ز لاله و گل نشکفد بهار مرا
بهار من گل روی امیر و گلچین است...

#خاصترین
دیدگاه ها (۴)

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

📜غزلیات#رهی_معیریغزل_سی_و_نهمرخم چو #لاله ز خوناب دیده رنگین...

بیا که بار دگر گل به بار می آیدبیار باده که بوی بهار می آیدن...

═ঊঈ🌸 🎀 🌸 ঊঈ═بیا که بار دگر گل به بار می آیدبیار باده که بوی ...

═ঊঈ🌸 🎀 🌸 ঊঈ═بیا که بار دگر گل به بار می آیدبیار باده که بوی ...

#پست_آخر۹۸ بیا که بار دگر گل به بار می‌آیدبیار باده که بوی ب...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه ...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی که پس پرده ...

رهی معیریبس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌امهمچو نسیم از ای...

‌امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی که پس پرده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط