{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت نمیدونم چند و نمیدونم چند فیک دروازه ی عشق

پارت نمیدونم چند و نمیدونم چند فیک دروازه ی عشق
(از ذهن ا.ت توی اون دریچه
من میدونستم که کل قصر تخلیه شده و کسی که خواهر کوک و کشته بود دشمن کوک بود
من اگه یه روز دیگه اینجا میموندم برای همیشه میکردم)(راهنمایی از زبان راوی:خواهر کوک داخل همون روز کرده بود اما بخاطر آتیش سوزی قصر نکرده بود،دشمن کوک اونو با تیر کشته بود)
ویو کوک
پشیمون بودم
باید میرفتم دنبال ا.ت و ازش عذر خواهی کنم
ویو وقتی که کوک رفت خونه ی ا.ت
ا.ت داشت می‌رفت بیرون
رفتم پیشش
_ا.ت قشنگم ببخشید(بغض)
اما ا.ت ایگنورم می‌کرد
از زبان ا.ت
کوک رو دیدم
میخواستم ازم معذرت خواهی کنه و پشت سرم وایساده بود
اما نمی‌خواستم بعد از اون کاری که کرد و زود قضاوتم کرد ببخشمش
بی مهل بهش رفتم اونور و اونم دنبالم نیومد
از خیابون رد شدم و سریع دویدم اونور خیابون
اونم دنبالم اومد ولی
بومممممممممم
یه تریلی بهش زد
اون لحظه کل دنیا رو سرم خراب شد
اون کوک بود که زیر یه کامیون بود
با گریه رفتم سمتش و اونو توی بغلم گرفتم
+نههههه هق،تو نباید منو تنها بذارییی،بیدار شو عوضیییی من هنوز بهت نگفتم که دوستت دارممم(با گریه)

یک شب یکبار دو پارت میذارم
دیدگاه ها (۱)

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

سناریو ناگی پارت ۱

تکپارتی جونگ کوک

سناریو بونتن پارت ۹

سناریو باچیرا پارت ۱

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط