هنوزم نفهمیدم چرا اینجا حالش بد بود

هنوزم نفهمیدم چرا اینجا حالش بد بود🥲❤️‍🩹

هنوزم نفهمیدم چرا اینجا حالش بد بود🥲❤️‍🩹
ولی جوری که وقتی دید آرمیا نگرانشن بغض بچم ترکید با اینکه میدونست آرمیا گریشو دیدن ولی بازم جلوی صورتشو گرفت که ارمیا بیش تر از این نگران نشن
چقد بچم مهربونه که حتی نمیخوای کسی اشکاش وناراحتیاشو ببینه که ناراحت ونگران نشن
دیدگاه ها (۳)

سناریو مایکی {جنگل چشمات} + مگه یادت رفته تو اتاق بهت چی گفت...

part49. . یونجون بعد دوش گرفتن و پوشیدن لباساش با موهای خیس ...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 20چند روز بعد رینا داشت اتاقش رو مرتب می‌کرد ...

نمی‌دونست که یوشیرو میخواست اون رو به جهانی تحویل بده که حرف...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:4دقیقا زمانی که ...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۸_با اینکه اولین نی...

دیدار باتو (پارت ۵)

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۰

P20جیمین مشغول هم‌زدن سوپ بود،جینا امروز برای ناهار میومد خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط