نام فیک مافیای جذاب من

نام فیک: مافیای جذاب من

نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 2
Part: 22
می سو تا خواست کاری کنه یکی از پشت توی گردنش سورنگی زد و می سو بیهوش افتاد روی زمین.جونگکوک اروم می سو رو بغل کرد و گذاشت توی ماشین و به سمت عمارت راه افتادن.

سان ها داخل عمارت رفت، برقا وصل شد ولی هرجا رو دید می سو رو پیدا نکرد.
یکی از بادیگاردا به سمت سان ها رفت و گفت:

Δقربان خانم جانگ رفت به سمت ی ماشین و بعدم بیهوش شد و بردنش

σچیییی*نگران

σکار اون جئون عوضییه*اونقدری بلند گفت که کل عمارت ساکت شدن

σمیریم خونه ی جونگ کوک*رو به بادیگارد

Δچشم

جونگ کوک می سو رو براید بغل کرد و به داخل عمارت برد.
بردش بالا و توی یکی از اتاقا و گذاشتش روی تخت اروم و روش پتو کشید.
از اتاق رفت بیرون و درو بست و پایین رفت.

€حتما تا الان به عمارت رسیدن

φاره.اینجا نمیتونن پیدا کنن

_می هو کجاست؟ *رو به مین سو

€خونه ست

_برو بیارش بهشم قضیه رو توضیح بده باید فعلا اینجا بمونی چون هم می سو اگر ببینه خواهرش اینجاست مجبور میشه بمونه هم سان ها میاد دم خونت بهتره بری و سریع بیاریش

€باشه*رفت

_جونگ سو کجاست؟

φرفت بالا توی یکی از اتاق برو پیشش

_باشه

جونگ کوک رفت بالا و حدس زد توی کدوم اتاق باشه و درو باز کرد.
جونگ سو با دیدن پدرش به سمتش رفت و بغلش کرد.

#بابا چرا اومدیم اینجا؟

_مجبور بودیم پسرم*داشت میبردش از اتاق بیرون

#اون خانم کیه اوردیش اینجا؟ میخوای باهاش ازدواج کنی؟

_اون خانمه قراره بشه مادرت

#مادرم؟ *بغضش گرفت

_هی هی جونگ سو*بوس کرد لپشو

_مادر واقعیت که نه ولی قول میدم مادر خوبی بشه برات

#ولی من مادر خودمو میخوام*داشت گریش میگرفت

جونگ کوک نشست روی مبل و جونگ سو رو گذاشت روی پاش رو به روی خودش.

_ببین پسرم این خانمه خیلی خوبه درسته جای مادرت رو نمیگیره

#اما مادر خودم چی؟ *گریه

_گریه نکن*اشکاشو پاک کرد

_ببین این خانمه هم مثل مادرته مراقبت میمونه باهات بازی میکنه و کلا پیش توعه. تو یکم باهاش اشنا شو اگر بد بود نمیزارم مادرت بشه

#باشه

جونگ کوک، جونگ سو رو از روی پاش بلند کرد و گذاشت روی مبل و خودش پاشد.
از پله ها رفت بالا و به سمت اتاقی که می سو داخلش بود رفت و در و باز کرد.

_بالاخره بیدار شدی خانم کوچولو*لبخند



ادامه دارد..



ঞحمایت یادتون نرهঞ
دیدگاه ها (۶)

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

🖤 عروس مافیا | پارت چهارمساعت ۲ بعدازظهر | عمارت جونگ‌کوکا/ت...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

پارت ۱۹۸

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

چندپارتی جونگ کوک

پارت ۲۱

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

فهمیدم! کاملاً درسته، نباید فقط در مورد رابطه‌شون حرف بزنیم،...

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط