مهدی جان

مهدی جان💚

مهدی جان💚
شنیده بودم از جد بزرگوارت که:
«یاران مهدی از جوانانند.»
تو قرن‌هاست دست تنهایی‌ات را بر روی شانه‌ی جوانی‌مان گذاشته‌ای مگر دست یاری به دستت دهیم. امروز آمده‌ام بگویم: من هم جوانم.
روی یاری‌ام حساب کن پدر💙
دیدگاه ها (۱)

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

قسمت ۲۷ — «مردی که نباید برگشته باشد» 🖤چراغ‌ها یک‌دفعه روشن ...

❤️ یمن برادر روزهای سخت ...در روزهایی که کشور های به اصطلاح ...

پنهان عشق

پارت 40ویو آت:صدای بلندی ناگهان توی مسیر پیچید. 💥🏁همه‌چیز در...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

تکپارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط