به تو برا انه متون ساعت ها از من بخبر باش غبطه مخ

به تو براى اينكه ميتونى ساعت ها از من بيخبر باشى غبطه ميخ

به تو براى اينكه ميتونى ساعت ها از من بيخبر باشى غبطه ميخورم . . .
برا همه ى اون لحظه ها كه تصميمِ آخرت ، رفتنه .
من عاشق اون نفسِ عميق و خيالِ راحتتم وقتى تلفنت روم خاموشه و فكر ميكنى پرونده ى من برا هميشه تو زندگيت بسته شده .
تو كه نميدونى من چقدر خسته ام از خودم ، تو كه نميتونى منو ببرى از پيش خودم . . .
لااقل بگو دنيا بدون من چجوريه
دیدگاه ها (۱)

عشق منP5۳مچ دستمو از دستش کشیدمو رفتم سمت اتاقی که دخلش بودم...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

Enemys Embrsce [ part ۲۹ ]

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

سلام به دخترای خودم یادتونه گفتم خوب بشم ۳ تا پارت هدیه میزا...

Chapter 14"*frozen*+ تهیونگ نزنم نصفت کنما، طرف رفیقمه از ما...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 5_الان نه 23 دقیقه و 30 ثانیه+چه دقیق_منو دست کم گر...

The unwanted roommate __________________________ویو پارک یور...

پسر بد (63)

My lovely neighbor part : 66

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط