کاش الان یه حمیده خیر آبادی در حالی که چادر دور کمرشه

‏کاش الان یه حمیده خیر آبادی در حالی که چادر دور کمرشه

‏کاش الان یه حمیده خیر آبادی در حالی که چادر دور کمرشه
با یه استکان چایی میومد پیشم میگفت: خبه،خبه
درست میشه قربونت برم
چاییتو بخور . . .☕️🍂✨
درست میشه جانم😌
♥♥
#آنیاز
دیدگاه ها (۹)

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p28...$ : خودم چیدمشونا.ت ...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

انتقام یا عشق

عشق منp58ا.ت:جیمین بدش به منجیمین:ا.ت ازت یه سوال پرسیدما.ت:...

رمان رفتار سرد

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط