{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Which one

Which one
part ۱۶

تقریبا متن رو حفظ بودم که یک نفر اومد و گفت

. آماده باشید العان باید برید داخل
ن. بله

برای آخرین بار خودم رو تو آیینه نگاه کردم سر و وعضم که مرتب بود و لباس مشکیم هم با بدن سفیدم تضاد خوبی ایجاد کردی بود

پ‌‌. حالا میخوام کسی رو بهتون معرفی کنم که بخاطرش هممون اینجا جمع شدیم
یکی از وارثان خاندان جئون سرکار خانمه جئون نیلا

همون لحضه وارد شدم و با جمعیت عظیمی روبه‌رو شدم همه نگاه ها به من بود نمیخواستم از اونجا رد بشم اما چاره ای نداشتم
برای چند لحضه قفل کردم نمیتونستم آب دهنمو قورت بدم پاهام حرکت نمیکردن چشمام رو بستم و پدربزرگ نگاه کردم

زیر لب داشت بهم میگفت
پ. تو میتونی
پدربزرگ رو که دیدم انگار آرامش گرفتم انگار یه اون حس قفل کردنه رفت و آزارد شدم نفس عمیق کشیدم

و خیلی با اعتماد به نفس بدون اینکه به کسی نگاه کنم از اونجا رد تا رسیدم پای استیج

پدربزرگ اومد پایین و در گوشم گفت
پ‌. ببینم چیکار میکنی
لبخند دلگرمی زدم اما از درون داشتم میپاشیدم
صدای ضربان قلبم رو میتونستم توی گوشم بشنوم
اما العان وقته خراب کاری نبود چون فرصت هیچ جبرانی نبود
صدام رو صاف کردم و شروع کردم به بازگو کردن متن همراه با احساسات خودم

ن. سلام به همگی من جئون نیلا یکی از وارثان خاندان جئون و ادامه دهنده راه اونها هستم ..............
امیدوارم بتونم خانوادم رو سربلند و راضی نگه دارم

بعدش هم همه برام دست زدن و تعظیم کوتاهی کردم و اومدم پایین رفتم پیش پدربزرگ

پ. بهت افتخار میکنم دختر خودمی
لبخند رضایت بخشی زدم و گفتم
ن. ممنون
همینجوری گرم صحبت با پدربزرگ بودم که دیدم چند تا از دوست های بابابزرگ اومدن پیشش
پدربزرگ اونها رو معرفی کرد و من رو هم به اونها معرفی کرد
مثله اینکه از کله گنده های مافیا بودن اروم در گوش پدربزرگ گفتم
ن. بقیه کجان
با انگشتش بهم نشون داد
تازه چشمم خورد به پسرا
از دور معلوم بود همشون چقدر خوشتیپ شدن مخصوصا جونگ کوک یک پیرهن مردونه مشکی با شلوار مشکی

خدایا چی دارم میگم اون اشغال هرکاری هم بکنه هیچوقت قرار نیست به چشم من خوب به نظر بیاد
رفتم پیششون زنعمو ها و سوجین هم بود
ایییییی از آوردن اسمش حالم به هم می‌خورد به همه سلام کردم و کنار مامان جیمین نشستم


کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
شرطا
لایک ۴۰
کامنت ۳۵
بازنشر ۲۰
خب دوباره پارت گذاشتم ولی فکر میکنم هنوز جای نقص داره ببخشید اگه کوتاه شد
ولی بازم نظرتون رو تو کامنتا بگید خوب شده یا نه هنوز باید فکر کنم
دیدگاه ها (۵۱)

چت های منو اون دوستم 🥲💔https://wisgoon.com/989309_8425بچه ها...

Which onepart 17کنار مامان جیمین نشستم و اون با لبخند گرمی ا...

Which onepart 15من که واقعا هیچی از حرفاش سردرنمیارم معلوم ن...

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

which one part 12اما حیف که دور بودن کاریش هم نمیشد کرداما و...

پارت ۸بعد دوباره یاد اون قضیه افتادم اخم کردم و به مسیر جلو...

پارت نهم ویو ات +۰ داشتم با دخترا درباره این وضعیت فاکی حرف ...

پارت ششم | دیگه هیچوقت نمیبینمش. پارک لاراـ لارا!صدای میچا ا...

#in_your_eyespart_11۰"پنج سال بعد"ویو کایلااز صبح زود بیدار ...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط