دردانه های ناب حقیقت محض

دردانه های ناب حقیقت محض

ز قبرستان گذر کردم صباحی
شنیدم ناله و افغان و آهی
شنیدم کله ای با خاک میگفت
که این دنیا نمی ارز. ب کاهی 💔💔💔👌🏼👌🏼👌🏼
دیدگاه ها (۲)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.24(روایت از زبان ا.ت)...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۲**ویو آت**ساعتم داشت تیک‌تیک می‌...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰¹با دست گرمش دستم رو گرفته بود..مثل ا...

The unwanted roommate _________________________در رو باز کرد...

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

پشتِ دیوارِ سردت«چطور می‌تونم باور کنم عاشقمی، وقتی خودت کسی...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :د)- مراحل آدمیت :خداو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط