A Shadow Named You
A Shadow Named You
سایهای به نام تو
P.24
(روایت از زبان ا.ت)
چند دقیقه توی خیابون راه رفتم، بدون اینکه بدونم دقیقاً کجا میرم.
لباس عروسم توجه چند نفر رو جلب کرده بود و همین بیشتر کلافهم میکرد.
بالاخره روی نیمکتی کنار خیابون نشستم.
هنوز چند دقیقه نگذشته بود که صدای ماشینی نزدیکم متوقف شد.
سرم رو بلند کردم.
جونگکوک بود.
از ماشین پیاده شد و با قدمهای سریع به طرفم اومد.
- گوشیت رو چرا جواب نمیدی؟
با تعجب نگاش کردم.
+ از کجا شمارهم رو داری؟
- واقعاً الان این سؤال مهمه؟
+ برای من مهمه!
دستش رو روی پیشونیش کشید و کلافه گفت:
- ا.ت، من از صبح دارم با این وضعیت سر و کله میزنم. حداقل یکم همکاری کن!
+ من ازت نخواستم همچین روزی رو برام بسازی!
ساکت شد.
نگاهش برای لحظهای روی لباس عروسم موند، بعد آهی کشید.
- بلند شو. حداقل بذار برسونمت.
+ گفتم نمیام.
این بار مخالفت نکرد. فقط کنار نیمکت ایستاد و بعد از چند ثانیه گفت:
- باشه. پس حداقل بذار همینجا بمونم تا تصمیم بگیری کجا میخوای بری.
با تعجب نگاهش کردم.
برای اولین بار، اصرار نمیکرد که مجبورم کنه باهاش برم.
اما هنوز نمیدونستم باید به این تغییر رفتارش اعتماد کنم یا نه.........
ادامه دارد.........
سایهای به نام تو
P.24
(روایت از زبان ا.ت)
چند دقیقه توی خیابون راه رفتم، بدون اینکه بدونم دقیقاً کجا میرم.
لباس عروسم توجه چند نفر رو جلب کرده بود و همین بیشتر کلافهم میکرد.
بالاخره روی نیمکتی کنار خیابون نشستم.
هنوز چند دقیقه نگذشته بود که صدای ماشینی نزدیکم متوقف شد.
سرم رو بلند کردم.
جونگکوک بود.
از ماشین پیاده شد و با قدمهای سریع به طرفم اومد.
- گوشیت رو چرا جواب نمیدی؟
با تعجب نگاش کردم.
+ از کجا شمارهم رو داری؟
- واقعاً الان این سؤال مهمه؟
+ برای من مهمه!
دستش رو روی پیشونیش کشید و کلافه گفت:
- ا.ت، من از صبح دارم با این وضعیت سر و کله میزنم. حداقل یکم همکاری کن!
+ من ازت نخواستم همچین روزی رو برام بسازی!
ساکت شد.
نگاهش برای لحظهای روی لباس عروسم موند، بعد آهی کشید.
- بلند شو. حداقل بذار برسونمت.
+ گفتم نمیام.
این بار مخالفت نکرد. فقط کنار نیمکت ایستاد و بعد از چند ثانیه گفت:
- باشه. پس حداقل بذار همینجا بمونم تا تصمیم بگیری کجا میخوای بری.
با تعجب نگاهش کردم.
برای اولین بار، اصرار نمیکرد که مجبورم کنه باهاش برم.
اما هنوز نمیدونستم باید به این تغییر رفتارش اعتماد کنم یا نه.........
ادامه دارد.........
- ۳۳۵
- ۰۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط