{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خلاصه ی فیک فصل سه:مرگ زندگی یکی بود یکی نبود

ینا توی فصل دوم،بعد بدنیا آوردن دخترش اونو بخاطر انتقام گرفتن به پرورشگاه میبره،به دخترش توی پرورشگاه اسم"لونا"رو میدن،لونا توی پرورشگاه بزرگ میشه و بعد اینکه دوتا مامور پلیس که باهم ازدواج کرده بودن و صاحب فرزند نمیشدن اونو به سرپرستی گرفتن،لونا به یه کاراگاه پلیس شد،اون پرونده های زیادی رو حل کرده بود تااینکه.....

یه روز دوتا پرونده به لونا دادن اما یکی از اون پرونده ها خیلی عجیب بود اون پرونده مجرم نداشت و برای سالها پیش بود،مجرم اصلی پرونده هنوز دستگیر نشده بود اما پرونده ی دوم مجرم داشت،و اسم مجرمش"هوانگ هیونجین" بود درسته اون پدر لونا بود اما لونا از این قضیه مطلع نبود،اون چون پرونده یx" یعنی پرونده ی بدون مجرم اصلی" براش مهم تر بود شروع کرد اما نمیدونست که این پرونده چیا براش رقم زده،لونا با کمک دوست جونجونیش"چوی سوبین"که اونم فقط یه رتبه ازش پایین تر بود شروع کرد،اونا اول سعی کردن وارد سازمان اون مجرم بشن و موفق هم شدن،بعد وارد شدن به سازمان اونا چند ماهی رو اونجا موندن تا کسی بهشون شک نکنه و بعداز این مدت و پیدا کرد لوکیشنِ کسی که میتونست مجرم اصلی باشه به هدفشون نزدیک تر میشدن، اونا یه نقشه کشیدن و اون نقشه هم این بود که سوبین به بهانه ی شک کردن به لونا اونو بکشه و بندازتش توی رودخونه تا لونا بتونه از موقعیت استفاده کنه و به سمت لوکیشن بره،اون بعد طی مسیری به یه عمارت رسید،یواشکی وارد عمارت شد غافل از اینکه بدونه صاحب عمارت داره با دوربین های مدار بسته اونو تماشا میکنه، اون بعد پیدا کردن،صاحب عمارت تفنگشو به سمتش گرفت اما قبل از اینکه حرفی بزنه، بیهوش شد،بعد اینکه به هوش اومد دید دست و پاش به صندلی بستن و لباشم خونیه فریاد زد و کمک خواست،البته اینم بگم که اینکارم جزو نقشه های کاراگاه باهوشمون بود،اون بعد کلی کتک خوردن و آسیبی که بهش وارد شد،آزاد شد اما به شرطی که هرچی صاحب عمارت بگه لونا باید اطاعت کنه و لونای شجاع ماهم قبول کرد تا نقششو پیش ببره اما ماهمون میدونیم که همیشه یه چیزی هس که پای حتی شجاع ترین آدم دنیا روهم میلرزونه خلاصه لونا اونجا موند و سعی کرد مخ صاحب عمارت رو بزنه بااینکه نمیدونه اون کیه و چه ربطی به پرونده اش و مجرمش داره ولی امیدوار بود که این شخص اونو به مجرم برسونه،سه سال از اونجا بودن لونا گذشت،اون توی این مدت کلی مطلب فهمید،فهمید اسم صاحب عمارت"چوی لینو"هست و اسم اصلیش"لی مینهو"هستش،یااینکه اون مجرمیه که سالها همرو گول زده و الان افتاده تو دام لونا،غافل از اینکه بدونه لوناهم داره گولش میزنه،لی مینهو باهوش زرنگ بود اما شاید عشقِ به لونا پاهاشو لرزونده و لونا تونسته تو این مدت کلی کار بکنه....




ادامه دارد.‌‌..
دیدگاه ها (۰)

ادامه ی خلاصه

ادامه ی خلاصه

سناریو درخواستیی:)))

خلاصه ی فیک:آخرین باران باتو

شهباز بلیز

شهباز بلیز

ادامه ی داستان اوسیم اگه پارت قبلی رو ندیدید لینکشو این زیر ...

پارت هفتیونگی تلفن رو قطع کرد من میترسم رفتم توی حیاط نشستم ...

پارت ۵۰دو هفته از خاکسپاری گذشته بود. تهیونگ و رزا بی‌سروصدا...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁰قلبم محکم به سینه می‌کوبید.+منظورت چی...

دوست دختر کوچولوی من پارت2|مرد تقریبا پیر امت جذابی از ماشی...

قاتل گمشده. part ۶

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط