من غمامو تو مشت هام قایم کردم که نبینی

من غمامو تو مُشت هام قایم کردم که نبینی !!

من غمامو تو مُشت هام قایم کردم که نبینی !!
لبخند زدم که شرایطم حالتو بد نکنه
ازم نااُمید نشی
که مبادا یه وقت توهم نذاریم میون این همه غم و بری ..
میدونی چیه ؟! من با بغض سعیِ خنده ی تو رو داشتم !!

ولی تو که مُشتامو دیدی چرا بازشون نکردی که غمام رها شن ؟!
برای تو که کاری نداشت ...
تو چکار کردی با من ؟!
دیدگاه ها (۰)

من غمامو تو مُشت هام قایم کردم که نبینی !!لبخند زدم که شرایط...

♠🩸★My Vampire Lover★🩸♣[Part²] انگار اون هم همین حس رو داشت.....

part 29همچنان داشت سوهیوکو میزد و هرچی تلاش میکردن نتونستن ا...

ندیمه عمارت p:⁵⁰

پارت چهارم _قسمت اول*کوکی : جیمین دیونه شده بود سعی کردم ازش...

#همسر_اجباری #۲۳۱داشتم دیوونه میشدم. عشقم آنا رو من با یه حر...

دو پارتی از نامجون¹

پارت ۱۹۸#جونگکوک حلقه توی انگشتش رو در آورد و پرت کرد سمت شی...

عشق حقیقی پارت ۲این همون پسره نیست که تو مدرسه بهم خیره شده ...

تکپارتی ` - سیاهچاله -

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط