امروز عصر با خیالت

🧡🤍‍ امروز عصر با خیالت

🧡🤍‍ امروز عصر با خیالت
از گذرگاه دلتنگی می گذشتم
و تعبیر عشق تو را در سینه
دردآلودم به گونه ای دیگر می دیدم،
در آخرین دیدارمان گفتی خواهی آمد
در حوالی یک عصر با بارانی از عشق
آیا یادت هست؟
گفتی خواهم آمد و برای ابد خواهم‌ماند آیا یادت هست؟
در این عصرهای سخت
تنها و بی تو چگونه میگذرد و من هنوز
در برابر تمام دلتنگی ها در
ایستگاه قطاری که گفته بودی
منتظر با دسته ای از گل ایستاده ام
در زیر این باران دلتنگی...!
عزیز جانم
آنقدر شیرین است
است این انتظار و دلتنگی هایی
که به وصال ختم شود
که تا آخرین نفس همراه من
جاودان خواهد ماند...🧡🤍

#عصر_زمستونیتون_بخیر
#سالار_نامی‌‎‌‌‌‎‌‌
دیدگاه ها (۰)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

نبودی اما یادت در قلبم بود ، تو نبودی اما به یاد تو در کنار ...

نبودی اما یادت در قلبم بود ، تو نبودی اما به یاد تو در کنار ...

سهم من از بی قراریه این همه قرار ، همان بی قراریستسهم من از ...

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

رمان غمگین

از آخرین سوالت شروع می کنم...« برای رفع دلتنگی چه چیزی خوب ا...

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط