خدا کنه که بارون بباره بباره بباره

خدا کنه که بارون بباره بباره بباره

خدا کنه که بارون بباره بباره بباره
به حالِ زارِ مجنون بباره بباره بباره

به دلِ دشت و هامون بباره بباره بباره
تا که بیاد عمو جون بباره بباره بباره

بیا به حالِ امروزم ببار ببار ببار
من چشم به اَبرا می‌دوزم ببار ببار ببار
ببین چه جوری می‌سوزم ببار ببار ببار

ببار ای بارون شبیه مجنون ببار
به حالِ ما خون ببار، اِی بارون

شب هفتم #محرم

#امام_حسین
دیدگاه ها (۰)

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

You are mine...³[ویو نیلا]چشم هام رو با تابش نور خورشید باز ...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۹_مگه می‌شه کسی بچه...

انتقام یا عشق

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

لوید :انیا انیا :بله لوید:بودو کیفت رو بردار برو انیا:باش من...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط