پاییز می‌توانست شعری باشد

🍒🌱‌پاییز می‌توانست شعری باشد

🍒🌱‌پاییز می‌توانست شعری باشد
با دستخط من 
روی دامن بلندِ گُلدارت
یا شبیه یک نقاشی
از زنی شبیه تو با موهای بلوند
روی پرده‌ی نارنجی اتاقم!
پاییز می‌توانست تماشای کازابلانکا باشد
کنار هم در شبی یلدایی،
یا خواندن کتابی در دستهای #تو
پُر از عاشقانه‌هایی که بلند بلند خواندیم
درست شبیه نامه‌های پدر برای آیدایش...

می‌بینی؟
شعر، نقاشی، فیلم و کتاب...
ترکیبی بی‌نظیر همراه با موسیقی نگاه تو
و هر آنچه که تو دوست داری.
اما من قانعم!
برای من از تمام پاییز داشتن یک خاطره کافیست
گرمم می‌کند تا ته زمستان
تا رویش سبز دوباره‌ی بنفشه‌ها
آنجا که یاد تو
همچون شراب مست می‌کند مرا...!🍒🌱

#آرش_برزگر‌
دیدگاه ها (۰)

طبیعت

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

پارت ۴۹

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

داستان کودکانه «نِکا و ماشینِ جادوییِ حلِ مشکلات» به نویسندگ...

پارت ۴: سایه‌هایِ پنهان؛ وقتی رنگ‌ها می‌لرزنداتفاقی که در سا...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش اول_اگر روزی تورا ببوسم و وارد جهنم شوممی‌توانم...

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط