{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

star key ring:۷

جان ؟ با من بود ؟

چرخیدم سمتش

-‌ با منی ؟

- کسی دیگه ای اینجا میبینی ¿

به دور اطرافم نگاه کردم


بقیه کجان ؟
چرا غیب شدن ؟


خواستم چیزی بگم که گفت

- اگه مامان‌بزرگ گفته دنبالم کنی بهش بگو نگرانم نباشه

چرا انقدر سرده حرفاش
به قرآن از یخ سرد تره

احساس می کنم قطب جنوب ام لعنتی


اصلا لازم نیست مامان بزرگه بگه برو دنبال فومیا خوشتیپت. خودم میرم
اینا رو از کجا آورده ؟‌

- مامان بزرگ هیچی بهم نگفته آقاااا

به میزم اشاره کردم که کنار میز خودش بود

- اینجا جای منه ، من همکاسیتیم هااا


یکم بهم خیره شد و بعد سرش رو گذاشت رو میزش

خوابید ؟

واقعا که ....
وای. دوباره عاشقش شدم

چرا انقدر خوشگله.!

شبیه رزه 🌹

میدونم یکم هیزم ولی دیگه


امروز بهش اعتراف می کنم 😌

...
بلخره کلاس تموم شد.

کل تایم رز خواب بود

خواستم برم طرف میزش که یهو

《فومیااا. بیدار شو. خوابالو. 》

وا د فاک این عجوزه کیه ؟
🤬🤬🤬🤬

یوری اگه من رو نمی گرفت موهاش رو می کشیدم

《 دختر آروم باش. چته ؟ اینجوری بری. فومیا میرینه تو خودش 》

........................................................

ادامه دارد
دیدگاه ها (۱۱)

🌿نسل نور🌿گاهی نباید به بچه‌مون بگیم کجای کارش اشتباهه!مثلاً ...

شاهزاده دوست داشتنی من

دوستم به خاطر چی باهام قطع رابطه کزد؟چون باعث شدم که از یه گ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت ششم: بازگشتِ سایه و مهمانِ ناخوانده!...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2«ویو ا.ت»یه مردی پشت میز نشسته بود و سرش پایین بود...

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

P²

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط