{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک:مرگ زندگی یکی بود یکی نبود

پارت دو

درسته، کاملا درسته امروز شاید روز خوبی نبود
روانی مدرسه مون میخواست،میخواست
بومگیو رو از بالا یعنی بالا پشت بوم پرت کنه پایین،من هیچوقت تحمل این قلدری هارو ندارم،چندبارم باهاش دعوا کردم رفتم دفتر و تحقیر شدم
این صحنه واقعا وحشتناک بود،بومگیو دوستم بود،بخاطر همین دیگه نتونستم تحمل کنم رفتم به سمت پشت بام کوکو،لئون،لانا میخواستن جلومو بگیرن ولی نتونستن،رسیدم به پشت بوم درشو باز کردم و رفتم به سمت اونا
ینا:هوییی،ولش میکنی یانههه
روانی:اهاا،تو میخوای الان من اینو ول کنم
ینا:میدونم تو این کارو بخاطر اذیت من میکنی،ولی کارت اصلا درس نیست، منو با دوستام امتحان نکن و بهشون آسیب نزن
روانی:آفرین، تو خیلی باهوشی،درس حدس زدی،من اینکارو میکنم چون یادم نرفته چطور منو گزارش کردی و اینکارای منو تو کل مدرسه پخش کردی(خنده های بلند)همون موقعه نفهمیدی گور خودتو کندی ابله،اگه میخوای ولش کنم معذرت خواهی کن ازم
ینا:من هیچوقت از تو معذرت خواهی نمیکنم،حتی اگه بمیرم
بومگیو رو کمی هل داد و گفت:حتی اگه دوستت بمیره
دوستاشم داشتن از اونور فیلم میگرفتن ،میدونستم میخواد چیکار کنه ولی من بخاطر بومگیو مجبور بودم،پس زانو زدم و باصدای بلندی گفتم:معذرت میخوام
روانی:التماسم کن،تا ولش کنم بره
ینا:ال.....ال...تماست میکنم ولش کن
خواهش میکنم
روانی:یه باردیگه معذرت خواهی کن
ینا:معذرت میخوام،معذرت میخوام
روانی باصدای بلندی خندید و بومگیو رو ول کرد و اومد به سمت من اما اون نمیدونست من چه نقشه ای دارم
اومد به طرفم،دستشو به سمتم دراز کرد چونمو گرفت و گفت:آفرین دختر خوب
منم از فرصت خوبی که پیش اومده بود استفاده کردم و دستشو گرفتمو....
شکستم
دیدگاه ها (۲)

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

سلام سلام چطورید من اومدمممممممممم ولی این دفعه شرط ها رو می...

وقتی درسش بد بودو ..

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

محو زیبایی او پارت ۲۴ویو تهتوی عمارت بودم و جونگ کوک کنارم ن...

رمان

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part22از روصندلی پاشد منم پاشدممن:مامان میرسو...

شاهزاده دوست داشتنی من

الماس زیبای من part¹⁰- رفتم سمت تهیونگ وگفتم که این  سه تارو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط