بیاین تو کامنتا بگید بخندیم

بیاین تو کامنتا بگید بخندیم 🤣🤣

بیاین تو کامنتا بگید بخندیم 🤣🤣
خودم که : 👇
عروسی اه عمم بود بعد اونجا که رفته بودیم خاله ی عمم سگ داشت بعد من با سگا رابطم خوبه
حتی یه سگ هم دارم
رفتم سگشونو ناز کنم
گشنش بود هار شد افتاد دنبالم
هیچی خلاصه سگ بدو من بدو
از روی سفره ی عروسی هم پریدم😂😂😂😂
قول بهم دادن دیگه منو عروسی نبرن😂😂😂😂
دیدگاه ها (۲۱)

رمان عشق و نفرت پارت۱۱جونگ کوک:آره آت بعد از حرف جونگ کوک لب...

Part21ویو کوکاز خواب بیدار شدم دیدم ات مثل جوجه جمع شده تو ب...

Part21ویو کوکاز خواب بیدار شدم دیدم ات مثل جوجه جمع شده تو ب...

منتظر پارت بعدی باشید امروز میزارم😋😋

ات تهیونگ اومد حرکت کنه که خاوستم از بغلش بپرم پایین که دوبا...

پادشاه تاریکی پارت 21

پارت ۱۲ زندگی شیرین

فیک عشق در خطر است پارت: ۲۸

#پارت_بیست‌وسومترمه - چی بخرم برای تولد ملینارویا - من که به...

نوشیدن خون قرمز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط