{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Afterglow

پارت بیست و یک — چیزهای کوچک
شنبه شب، ساعت نزدیک یازده بود که ا/ت بالاخره به آپارتمانش رسید.
کفش‌هایش را همان جلوی در درآورد، کیفش را روی صندلی انداخت و بدون اینکه چراغ اصلی را روشن کند، مستقیم رفت سمت آشپزخانه.
یخچال را باز کرد.
دو ثانیه نگاه کرد.
بعد درش را بست.
ـ هیچی ندارم.
گوشی‌اش روی کانتر لرزید.
Mingyu: «رسیدی؟»
ا/ت جواب داد:
«آره.»
چند ثانیه بعد:
«غذا خوردی؟»
ا/ت به یخچال نگاه کرد.
«اگه آب رو غذا حساب کنیم، آره.»
سه نقطه ظاهر شد.
بعد:
«پس هنوز همون آدمی.»
ا/ت لبخند کوچکی زد.
«متأسفانه.»
پیام بعدی آمد:
«پنج دقیقه دیگه تماس؟»
ا/ت ساعت را نگاه کرد.
خسته بود.
خیلی.
ولی جواب داد:
«باشه.»

ادامه....

شرط نداره
شرط پارت قبل و برسونید❤️‍🩹🥹
صد و بیست تایی مبارک😭😭😭🤧
کامنت فراموش نشه
نظرتونو حتماااا بگین❣️🎀🤏🏻🫠
دیدگاه ها (۲۶)

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

سناریو سانزو پارت ۱

پارت ششم | جای خالیآن روز، لیانا نیامد.جنگکوک اول متوجه نشد....

پارت آخر

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟷 | اولین نتسئول، ساعت ۷:۱۵ صبح.صدای رفت‌وآمد ماش...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 7 | کم‌کمچند روز دیگر گذشت.ا/ت هنوز اگر کسی از...

سناریو سو پارت دوم

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط