Afterglow
پارت بیست و هشت — دوربینها
آن هفته، یک عکس از ا/ت و مینگیو در خروجی یک ساختمان منتشر شد.
فاصلهشان کم بود.
اما دست هم را نگرفته بودند.
فردایش چند سایت شروع کردند به نوشتن دربارهی رابطهشان.
مدیر ا/ت گفت:
ـ واکنش نشون نده.
ا/ت مشغول بستن گوشوارهاش بود.
ـ قرار هم نبود بدم.
ـ مینگیو هم همین کار رو میکنه؟
ـ احتمالاً.
مدیرش خندید.
ـ شما دوتا حداقل تو این یکی خوب هماهنگید.
ا/ت چیزی نگفت.
چون هماهنگی واقعیشان دقیقاً همین بود.
هر دو میدانستند چه چیزهایی را باید برای خودشان نگه دارند.
ادامه دارد....
آن هفته، یک عکس از ا/ت و مینگیو در خروجی یک ساختمان منتشر شد.
فاصلهشان کم بود.
اما دست هم را نگرفته بودند.
فردایش چند سایت شروع کردند به نوشتن دربارهی رابطهشان.
مدیر ا/ت گفت:
ـ واکنش نشون نده.
ا/ت مشغول بستن گوشوارهاش بود.
ـ قرار هم نبود بدم.
ـ مینگیو هم همین کار رو میکنه؟
ـ احتمالاً.
مدیرش خندید.
ـ شما دوتا حداقل تو این یکی خوب هماهنگید.
ا/ت چیزی نگفت.
چون هماهنگی واقعیشان دقیقاً همین بود.
هر دو میدانستند چه چیزهایی را باید برای خودشان نگه دارند.
ادامه دارد....
- ۳۵۷
- ۱۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط