عمه جان دست نگهدار بهم می‌ریزد

عمه جان دست نگهدار بهم می‌ریزد

عمه جان دست نگهدار بهم می‌ریزد
مو که کمتر شده بسیار بهم می‌ریزد

شانه ام گم شد و سنجاق سرم را بردند
حق بده موی من این بار بهم می‌ریزد

چه ببافی چه نبافی همه اش سوخته است
هرچه سعی ام کنی انگار بهم می‌ریزد

چادری را که عمو داد به من دزدیدند
هرکس از این همه آزار بهم می‌ریزد

من اگر پیر شدم خم شدم و آب شدم
دل من در دل بازار بهم می‌ریزد

آب و آیینه بیارید پدر آمده است
آه خسته است که از راه سفر آمده است

عشقم این بوده که از دور تماشات کنم
آمدی تا که به تو باز مباهات کنم

چشم بد دور دوباره بغلت کردم من
باید از عمه بپرسم که چه خیرات کنم

نرو تا من نروم در وسط لشگرشان
زیر پا‌ها وسط معرکه پیدات کنم

راستی پاره شده پیرهنم در بازار
باید از چشم بد امروز مراعات کنم

وقت برگشتن از این شهر فقط فکری کن
من چه کاری در دروازه‌ی ساعات کنم

همه جا پر شده انگشتر تو گم شده بود
تو خبر دار شدی دختر تو گم شده بود

فکر بعد شما این همه آزار چرا
عمه دلواپس و من در دل انظار چرا

ساربان خواست که انگشتریت را ببرد
تیغ برداشت، ولی در وسط کار چرا

نگران کشته شدی آه بمیرم بابا
به غریبی شما خنده‌ی بسیار چرا

سر دروازه ساعات هجوم آوردند
مانده ام باز چرا و سر بازار چرا

من از آن شب که کسی چادر من را دزدید
بار‌ها گریه کنان گفتم علمدار چرا…..

#حضرت -رقیه
دیدگاه ها (۰)

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

و آهنگی دیگر که جونگکوک گذاشته پستش رو ترجمه متن آهنگبغلم کن...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

عاشقانه های شبنم

part 5

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ماشین جلوی دروازه‌ی بزرگ مشکی ...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »ܥ‌‌ܝ‌ܟܿࡐ‌ߊ‌ܢܚࡅ߳ܨموضوع: اگه حواسشون ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط