خنده‌ی خشکی به لب دارم ولی بارانی‌ام

🙃🎋👌

🙃🎋👌


خنده‌ی خشکی به لب دارم ولی بارانی‌ام
ظاهری آرام دارد باطن طوفانی‌ام

مثل شمشیر از هراسم دست‌وپا گم می‌کنند
خود ولی در دست‌های دیگران زندانی‌ام

بس که دنبال تو گشتم شهره عالم شدم
سربلندم کرده خوشبختانه سرگردانی‌ام

می‌زند لبخند بر چشمان اشک‌آلود شمع
هرکه باشد باخبر از گریه‌ی پنهانی‌ام
دیدگاه ها (۹)

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۲

خنده‌ی خشکی به لب دارم ولی بارانی‌امظاهری آرام دارد باطن طوف...

خنده ی خشکی به لب دارم ولی بارانی ام ظاهری آرام دارد باطن طو...

خنده ی خشکی به لب دارم ولی بارانی امظاهری آرام دارد باطن طوف...

من کویری خشکم اما ساحلی بارانیمظاهری آرام دارد باطن طوفانیم ...

من کویری خشکم اما ساحلی بارانیمظاهری آرام دارد باطن طوفانیمم...

من کویری خشکم اما ساحلی بارانیم ظاهری آرام دارد باطن طوفانی...

خنده ی خشکی به لب دارم ولی بارانی امظاهری آرام دارد باطن طوف...

خود من در خود من در خود من زندانی استحال من حالت یک برکه ولی...

بس کُن زلیخا یوسفت،عمریست زندانی شدهاین روزها عاشق شدن،چون م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط