{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خندهی خشکی به لب دارم ولی بارانیام

خنده‌ی خشکی به لب دارم ولی بارانی‌ام
ظاهری آرام دارد باطن طوفانی‌ام

مثل شمشیر از هراسم دست‌وپا گم می‌کنند
خود ولی در دست‌های دیگران زندانی‌ام

بس که دنبال تو گشتم شهره عالم شدم
سربلندم کرده خوشبختانه سرگردانی‌ام

می‌زند لبخند بر چشمان اشک‌آلود شمع
هرکه باشد باخبر از گریه‌ی پنهانی‌ام

هیچ دانایی فریب چشم‌هایت را نخورد
عاقبت کاری به دستم می‌دهد نادانی‌ام
دیدگاه ها (۰)

مخاطب خاص کوچک🙄خیالت راحت ؛هم عادت می کنی ، هم فراموش ... یک...

🥺

🥰🐛

میگماکسی نیست مخش بزنمچرا قایم شدین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط