{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من کویری خشکم اما ساحلی بارانیم

من کویری خشکم اما ساحلی بارانیم

ظاهری آرام دارد باطن طوفانیم

مثل شمشیر از هراسم دست و پا گم می کنند

خود ولی در دستهای دیگران زندانیم

بس که دنبال تو گشتم شهره ی عالم شدم

سربلندم کرده خوشبختانه سرگردانیم

می زند لبخند بر چشمان اشک آلود شمع

هر که باشد باخبر از گریه ی پنهانیم

هیچ دانایی فریب چشمهایت را نخورد

عاقبت کاری به دستم می دهد نادانیم
دیدگاه ها (۲)

دیده‌ام خورشید را در خواب تعبیرش توییخواب دریا و شب مهتاب تع...

گفتی بیا،گفتم کجا؟ گفتی میان جان ماگفتی مرو.گفتم چرا؟ گفتی ک...

یک قصه ی تلخ رو به آخر بودنتا آخر شاهنامه از بر بودنیک مصرع ...

دوستت دارم واین نغمه کنم آوازم سر دهم جان بدهم بر تو فقط دل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط