سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and Snow
سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and Snow
PART 4
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رفت داخل اتاق و کمد هارو گشت در از لباس ها و کیف و کفش های برند بود رفت یکی از کشو هارو باز کرد پر بود از لباس های خونگی برند و یکی از اون هارو برداشت و یه حوله برداشت و رفت سمت حموم و یه دوش گرفت و اومد بیرون لباس پوشید و روتین کرد و تا خواست گوشیش رو برداره یکی در زد
ـ بیا تو
ـ خانوم ارباب گفتن برید پایید واسه شام
ـ من نمیخورم برو به اون اربات بگو
ـ چشم
رفت و درو بست
جونکوک ـ
خدمت کار اومد و گفت
ـ ارباب خانوم گفتن که نمیان
ـ باشه غذایش رو ببر بالا
ـ چشم ارباب
ساعت ۱۱:۵۰
بچه ها واقعاً ببخشید که دیر پارت دادن و اونم خیلی کم قل میدم پارت پنجم و ششم رو زیاد بزارم ولی شماهم حمایت کنید
PART 4
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رفت داخل اتاق و کمد هارو گشت در از لباس ها و کیف و کفش های برند بود رفت یکی از کشو هارو باز کرد پر بود از لباس های خونگی برند و یکی از اون هارو برداشت و یه حوله برداشت و رفت سمت حموم و یه دوش گرفت و اومد بیرون لباس پوشید و روتین کرد و تا خواست گوشیش رو برداره یکی در زد
ـ بیا تو
ـ خانوم ارباب گفتن برید پایید واسه شام
ـ من نمیخورم برو به اون اربات بگو
ـ چشم
رفت و درو بست
جونکوک ـ
خدمت کار اومد و گفت
ـ ارباب خانوم گفتن که نمیان
ـ باشه غذایش رو ببر بالا
ـ چشم ارباب
ساعت ۱۱:۵۰
بچه ها واقعاً ببخشید که دیر پارت دادن و اونم خیلی کم قل میدم پارت پنجم و ششم رو زیاد بزارم ولی شماهم حمایت کنید
- ۱.۹k
- ۰۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط