گله جنگلی

گله جنگلی

تویه ی جنگل،مدت هاست،شاید ماه ها شایدم سال ها..
کسی نمیدونست..
اما یه گل خوشگل اونجا کنار یه چشمه و چند تا درخت بود،
برعکسه بعضی داستانا گل نمیتونست با چشمه و درختا دوست شه.ابه چشمه اونقدری بود که سیرآبش کنه،
و درختا اونقدر زیاد نبودن که نور نتونه بهش برسه،
اون یه گله تنها بود وسطه جنگلی که نه حیوونی از اونجا رد میشد نه ادمی،
اون فقط با گلبرگاش حرف میزد.
اونقد باهاشون حرف زد تا تموم شدن..
بعده تموم شدنه گلبرگ ها گل هم خشک شد..
مواظبه گلبرگاتون باشید:))
*
خودم نوشتمش:)
#نویسندهٔ_روانی
دیدگاه ها (۰)

#پارت_نوزدهم #غریبه_آشنا ئونسو:بکهیون خیلی مهربونه...خیلی دو...

مرا باور کنپارت 65ریاءدلبر+تو از کجا دونستی اون از تیاء خواس...

بچه ها مبارک باشه بردمون♥♥من تو این بازی خیلی بد شانس بودم ح...

مدرسه دوست داشتنی من پارت 10

فیک وقتی دخترشی ولی همیشه بین تو و برادرت فرق میذاشت

پارت اولاین داستان راجب دو روحهدو روحی که با زندگی سخت و مشک...

🍂 همه چی با یه سؤ تفاهم ساده شروع شد...درست وقتی که اونو به...

حصار گل سرخقسمت هفتمدرهرصورت،روز به روز بیشتر غرق دنیای کیپا...

#نهنگ_پنجاه_دو_هرتز #پارت_هشتمویو تهیونگ*وقتی به اون محل رسی...

پارسال قرار بود با دوستامون همه بریم بیرون شهر تو یه جنگلی ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط