{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب نشسته بودم رومبل و رفته بودم تو نخ خانوادم.... 

دیشب نشسته بودم رومبل و رفته بودم تو نخ خانوادم.... 

بابام چنان زد پس گردنم و گفت: 
هااااان.... 
چته!!!! 


دوباره جوک کم آوردی واسه اون خراب شده ت 
میخوای مارو سوژه کنی..... 

خداییش خیلی تیزه 😂😂😂😂
.
.
کمترین مهربانی می‌تواند این باشد
که در انتهای شب ، برای آرامش یکدیگر دعا کنیم.🌙

شب خوش 💖
#amd_msn11
دیدگاه ها (۱۷)

سلام به دخترای خودم یادتونه گفتم خوب بشم ۳ تا پارت هدیه میزا...

دیشب نشسته بودم رومبل ورفته بودم تو کوک خانوادم....بابام چنا...

ا. ت: باشه نه میام حوصلم سررفته شوگا هم با خودم میارم باشه خ...

بدبوی PT3

فیک کوک ( جدایی ناپذیر) پارت۶۳

رمان عشق سیاه و سفید///part;90~

معشوقه وحشی

three hearts, one love

به وقت عاشقی ♡... P=57

خورده بود تو ذوقم ولی نمیتونستم مجبورش کنم که بیاد فقط یه شم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط