بدبوی PT3
دیدم خونه تاریک وقتی رفتم کوک عصبانی رو کاناپه نشسته بودع
_تا این موقع شب کجا بودی
+ب ت چ
_الان ی ب ت چ نشونت میدم
+میخوای چیکار کنی مثلا
_خیلی کارا
ک یهو برآید استایل بقلم کردم و بردم رو تخت
و ( اِهم اِهم کردن )
صبح
ویو ا.ت
بیدار شدم تو بقل کوک بودم لخت و یاد دیشب افتادم گریمم گرفت کوک دخترونگیمو گرفت
و حسم بهش نفرت شدع ( دلتم بخواد چلغور)
_ عا بیب بیدار شدی
+ .......
_قهری
+فردا برگه طلاق میاد کاری هم ب مامان و بابام ندارم فقط میخوام زودتر ازت جدا شم
ویو کوک
وقتی حرف ا.ت رو شنیدم دنیا رو سرم خراب شدع چون دخترونگیشو گرفتم
_من نمیزارم تو همچین کاری کنی نمیزارم
+هه ت کی هستی گفتم خدمتکار ها وسایلم رو ببرن
ویو ا.ت
از بقل کوک اومدم بیرون رفتم دوش گرفتم و آماده شدم ک برم
_ا.ت لطفا تنهام نزار
+هه چیمیگی بابا
دوسال بعد
ویو کوک
از روزی ک ا.ت رفت هیچوقت نزدیک دختری یا کسی نشدم و بدتر ازین ک ا.ت بچه دارع ولی اون باند بزرگ مافیا دارع ولی من هنوز فراموشش نکردم
امشب ب ی مهمونی دعوت شدم واسه تمام مافیا ها بود
پرش زمانی شب ب مهمونی
وقتی رفتم با دیدن .....
_تا این موقع شب کجا بودی
+ب ت چ
_الان ی ب ت چ نشونت میدم
+میخوای چیکار کنی مثلا
_خیلی کارا
ک یهو برآید استایل بقلم کردم و بردم رو تخت
و ( اِهم اِهم کردن )
صبح
ویو ا.ت
بیدار شدم تو بقل کوک بودم لخت و یاد دیشب افتادم گریمم گرفت کوک دخترونگیمو گرفت
و حسم بهش نفرت شدع ( دلتم بخواد چلغور)
_ عا بیب بیدار شدی
+ .......
_قهری
+فردا برگه طلاق میاد کاری هم ب مامان و بابام ندارم فقط میخوام زودتر ازت جدا شم
ویو کوک
وقتی حرف ا.ت رو شنیدم دنیا رو سرم خراب شدع چون دخترونگیشو گرفتم
_من نمیزارم تو همچین کاری کنی نمیزارم
+هه ت کی هستی گفتم خدمتکار ها وسایلم رو ببرن
ویو ا.ت
از بقل کوک اومدم بیرون رفتم دوش گرفتم و آماده شدم ک برم
_ا.ت لطفا تنهام نزار
+هه چیمیگی بابا
دوسال بعد
ویو کوک
از روزی ک ا.ت رفت هیچوقت نزدیک دختری یا کسی نشدم و بدتر ازین ک ا.ت بچه دارع ولی اون باند بزرگ مافیا دارع ولی من هنوز فراموشش نکردم
امشب ب ی مهمونی دعوت شدم واسه تمام مافیا ها بود
پرش زمانی شب ب مهمونی
وقتی رفتم با دیدن .....
- ۲۷.۹k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط