پارته یک درخواستی چند شاتی شوگا
ویو یونگی:
سلام من یونگیم و اره دیگه تو معرفی خوندین همه چیو میدونستین بعد از ا/ت کسایی که برام خیلی مهمن ارمیای پیجه یونان؟ ممنون میشم فالوش کنین خب به هر حال امروزمم به سختی از تخت پاشدمو محموله هارو تحویل گرفتم ولی وقته برگشت این محموله داره امریکایی سگ لجش گرفته بود هه فکر کرده نمیدونه با کی در افتاده ( بزرگترین مافیایه جهانه) بعد از کشیدنه یه نخ سیگار رفتم باش حسابی دعوا کردمو حالم گرفته شد شیبال شب رفتم بارو بعده دو پیک یه مرده قمار بازو دیدم واسا اون سوک مین نبود ؟ ( بابای ا/ت) رفتم پیشش وضعش خراب بود چون شنیده بودم زنش طلاق گرفته و داغونه ولی بچشون چی ؟ یادمه یه بچه داش
یونگی: هی چطوری سوک چقد وضعت خرابه مرد تسلیت اومدی بار چیکار ؟ خبرا به دستم رسیده بازنشسته شدی
سوک: هی یونگی سلام ( سرفه) وضعم حیلی بده اومدم بار قمار ولی همه چیمو سره قماره دیروز از دست دادم برای همین اومدم سره دخترم شرط ببندم حداقل اون از دسته من راحت شه
یونگی: اوو اها خب با کی میخوای شرط ببندی ؟
سوک: نمیدونم اومم چطوره با تو شرط ببندم ؟ تو بزرگترین مافیایه جهانی باعث افتخاره
یونگی: اووو همچنین ولی نه به عنوان دوست به عنوان رقیب و اگرم تو بردی ون یه میلیارد وون بهت میدم ( یونگی بچم منصفانه و پولداره ها ها)
سوک: قبوله .. و مسابقه دادنو یونگی برد و قرار شد برن دخترشو بگیرن
ویو ا/ت:
سلام من ا/تم و اره بابام یه قمار بازه ظهر طبق معمول از دانشگاه اومدمو بابام نبود حتما رفته بار بعدشم تا یکه شب سره کار پاره وقت بودمو اضافه کاری داشتم و وقتیم رفتم خونه دیدم یه مرد پیش بابام نشسته که وقتی دقت کردم اون یونگی بود ! ولی اینجا چیکار میکرد؟
ا/ت: سلام پدر سلام اقای مین یونگی
ویو یونگی :
تا یکه شب ما منتظره دخترش موندیم و من فکر میکردم که چیکارش کنم وقتی دیدم هیچ جایه خالی بین خدمتکارا نیس خدمتکاره شخصیم کردمش وقتی رسید برگام اون اون ا/ت بود ؟ همون دختر کوچولو ؟ دختره دوستم؟ برگام ریخته بود که یهو..
خب بچها من برم بخوابم فردا میام میزارم و اینکه میخوام یه سری گیرو گورم توش بزارم چون اگه خیلی عادی باشه احساس میکنم خیلی کسی دوس نداره پسسسس بوس به گیگیلیام و شب بخیرر😘✨
سلام من یونگیم و اره دیگه تو معرفی خوندین همه چیو میدونستین بعد از ا/ت کسایی که برام خیلی مهمن ارمیای پیجه یونان؟ ممنون میشم فالوش کنین خب به هر حال امروزمم به سختی از تخت پاشدمو محموله هارو تحویل گرفتم ولی وقته برگشت این محموله داره امریکایی سگ لجش گرفته بود هه فکر کرده نمیدونه با کی در افتاده ( بزرگترین مافیایه جهانه) بعد از کشیدنه یه نخ سیگار رفتم باش حسابی دعوا کردمو حالم گرفته شد شیبال شب رفتم بارو بعده دو پیک یه مرده قمار بازو دیدم واسا اون سوک مین نبود ؟ ( بابای ا/ت) رفتم پیشش وضعش خراب بود چون شنیده بودم زنش طلاق گرفته و داغونه ولی بچشون چی ؟ یادمه یه بچه داش
یونگی: هی چطوری سوک چقد وضعت خرابه مرد تسلیت اومدی بار چیکار ؟ خبرا به دستم رسیده بازنشسته شدی
سوک: هی یونگی سلام ( سرفه) وضعم حیلی بده اومدم بار قمار ولی همه چیمو سره قماره دیروز از دست دادم برای همین اومدم سره دخترم شرط ببندم حداقل اون از دسته من راحت شه
یونگی: اوو اها خب با کی میخوای شرط ببندی ؟
سوک: نمیدونم اومم چطوره با تو شرط ببندم ؟ تو بزرگترین مافیایه جهانی باعث افتخاره
یونگی: اووو همچنین ولی نه به عنوان دوست به عنوان رقیب و اگرم تو بردی ون یه میلیارد وون بهت میدم ( یونگی بچم منصفانه و پولداره ها ها)
سوک: قبوله .. و مسابقه دادنو یونگی برد و قرار شد برن دخترشو بگیرن
ویو ا/ت:
سلام من ا/تم و اره بابام یه قمار بازه ظهر طبق معمول از دانشگاه اومدمو بابام نبود حتما رفته بار بعدشم تا یکه شب سره کار پاره وقت بودمو اضافه کاری داشتم و وقتیم رفتم خونه دیدم یه مرد پیش بابام نشسته که وقتی دقت کردم اون یونگی بود ! ولی اینجا چیکار میکرد؟
ا/ت: سلام پدر سلام اقای مین یونگی
ویو یونگی :
تا یکه شب ما منتظره دخترش موندیم و من فکر میکردم که چیکارش کنم وقتی دیدم هیچ جایه خالی بین خدمتکارا نیس خدمتکاره شخصیم کردمش وقتی رسید برگام اون اون ا/ت بود ؟ همون دختر کوچولو ؟ دختره دوستم؟ برگام ریخته بود که یهو..
خب بچها من برم بخوابم فردا میام میزارم و اینکه میخوام یه سری گیرو گورم توش بزارم چون اگه خیلی عادی باشه احساس میکنم خیلی کسی دوس نداره پسسسس بوس به گیگیلیام و شب بخیرر😘✨
- ۱۱.۷k
- ۲۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط