Gentlemanshusband

#Gentlemans_husband

#Gentlemans_husband
#season_Third
#part_280


با صداش کل ترسام فرو ریخت نفس عمیقی کشیدم
دستشو اروم اروم کنار زد

_هیچی نگو اروم

اروم جوریکه خودش بشنوه گفتم

چرا همچین میکنی؟

با سر به جایی بالای پله ها اشاره کرد
چشمامو ریز کردم و گوشامو تیز..
صدای ضعیفی داشت به گوشم میخورد
ولی چرا اینقدر آشنا بود.؟
با جونگکوک پاورچین. پاورچین سمت صدا رفتیم
وقتی جایی رسیدیم که صدا خیلی دقیق تر به گوش میرسید ایستادیم و نگاهی به شخص انداختیم
با دیدن فردی که داشت به تلفن صحبت میکرد قلبم حوری ریخت

پدرم بود!

کنجکاو به مکالمش گوش دادم

_بله اقا قبلا هم گفتم شما نگران نباشید
بله قراره یه پول قلمبه ازشون کش برم اقا حتما براتون میفرستم
دخترم خیلی بهم اعتماد داره نگران نباشید راحت میتونم پولو ازشون کش برم اقا توی بهترین فرصت براتون پولو واریز میکنم
متوجه منظور جنابعالی هستم
اینجا هم مرده و قولش
نگران پول نباشید لطفا
تا هفته اینده میرسه به دستت
بعدا باهاتون تماس میگیرم الان میترسم سر کلشون پیدا بشه
خدافظ....

داشتم با چشمای اشکی به تک تک حرفاش گوش میدادم
چی میگفت؟
پول؟ کش رفتن؟ سواستفاده از من؟!!!
یعنی هنوز اون کار حرو/می ول نکرده؟
این مرد چقدر میتونه پست باشه!

من با بچگی خودم همه چیز رو فراموش کردم..
پاداشم اینه از زبون پدرم بشنوم که داره ازم سواستفاده میکنه؟
خدا بسه دیگه
بسه چقدر میخای زجرم بدی؟
مامانمو ازم گرفتی
امیدم به پدرم بود
حالا...

235 لایک
دیدگاه ها (۲۴۹)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 22_مامان هر غلطی بخو...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

مست خون✞︎فیک جونگ کوک✞︎ادامه ی پارت اول

قسمت ۲ (بخش اول)سبحان تو خونش تنها بود و کم کم داشت آماده می...

تقدیر سیاه و سفید p4

پارت ۵

پارت ۲۶

زهرا: بلاخره از بیمارستان مرخص شدم اخیش راحت شدم ولی دستم و ...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۵۱ (。☬⁠。⁠)⁩تر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط