{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

<•🌹🍃•>

<•🌹🍃•>

-گفتندشھیدگمنامہ،پلاڪ‌هم‌نداشت!😔
اصلاهیچ‌نشونہ‌اےنداشٺ!
امیدواربودم‌روی‌زیرپیرهنیش‌اسمش‌رو‌نوشتہ‌باشھ…
نوشتہ‌بود:اگربرای‌ خداسٺ،بگذارگمنام‌بمانم✋🏻🥀

#شهیدانہ
‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
………‹🌹🍃࿐›………
دیدگاه ها (۰)

نمیخوام کسی رو جز من لمس کنی متوجهی ؟ ( part 2 )

چند پارتی..«درخواستی» وقتی نصف شب مریض میشی و دوست پسرت رو ا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p61وسط کتابخونه، ساعتی قدیمی آروم تیک‌تاک...

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت سی‌ام 𓆪مرد قدمی جلو آمد.ات با تعج...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۷در با صدای بلندی باز شد.همه منت...

ات با وحشت برگشت... اما...هیچ‌کس پشت سرش نبود.ات: «ه... هه؟!...

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت پنج.(اخر) دازای اروم نفسش ر...

My professor Chapter:2Part:85هیزل با صدایی که به زحمت شنیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط