✲ " پسری که هیچ انتخابی نداشت... "
✲ " پسری که هیچ انتخابی نداشت... "
👇👇👇
✍️ : دریکو مالفوی از نظر من نماد " انتخاب اشتباه و ترس " است ؛ گرچه از دیدگاه طرفداران این شخصیت نماد " اجبار " است !
دریکو مانند دادلی ، در خانوادهای بزرگ شد که برتری نسبت به سایرین ، جزوی جدانشدنی از افکارشان بود و پدرش ، حکم بتی داشت که از او تقلید میکرد و هیچ تلاشی نکرد تا از این " وابستگی " جدا شود !
× دریکو در انتخاب دوستانش نیز از همان شروع داستان اشتباه کرد و در دیدار اولش با هری پاتر در کوچهی دایگون ، چنان رفتار سرد و زنندهای از خود نشان داد که هری او را مانند دادلی تصور کرد !
× دریکو و سیریوس در خانواده و مدرسه مانند هم بودند ؛ البته با انتخابهایی متفاوت ! هر دو توسط اصيل زادگان افراطی بزرگ شدند ؛ اما انتخابهای این دو شخصیت در ادامهی زندگی ؛ دو کاراکتر کاملا متفاوت را از هر یک به مخاطب نشان داد !
× دریکو تصمیم گرفت جدایی از خانواده را نپذیرد و شخصیتهایی پوچ مانند کراب و گویل را که از همان کودکی به او دیکته شد باید دوست خود بداند ، به عنوان دارودستهی خود ( و بیشتر محافظ شخصی خود ! ) انتخاب کرد و این موضوع دقیقا در مقابل انتخابهای سیریوس قرار میگیرد ؛ او در سختترین شرایط خانوادهی افراطی خود را کنار گذاشت و در مسیر دوستان محفلی خود قرار گرفت !
× دریکو در سال ششم با شرایطی وحشتناک رو به رو شد و برای تحقق همان دیدگاه پدرش که اگر ولدمورت باشد ، مالفویها برتری خود را حفظ خواهند کرد ، به میل خود به عضویت مرگخواران درآمد و با وجود وظیفهی سختی که ولدمورت به او محول کرد ، کمکهای اسنیپ را پس میزد و به قول خود رولینگ " ترس این را داشت که مبادا اسنیپ " افتخار " ماموریتش را از او بدزدد " !
× دریکو رفته رفته و با توجه به درک اشتباهات خود در این مسیر ، متوجه شد که توانایی قتل را ندارد و رفته رفته از دیدگاه پدرش فاصله گرفت ؛ هرچند همچنان همان دیدگاه اصالت در گوشه و کنار ذهنش نقش بسته !
× نقش استوریا در تغییر دیدگاه و شخصیت این کاراکتر را نباید نادیده گرفت ؛ چرا که استوریا و سرنوشت شومی که نصیب او شد ، موجب یک تلنگر غمانگیز در تغییر رفتار این شخصیت شد.
× دریکو گذشتهی دوستداشتنی نداشت و سرچشمهی تمام این بدیها ، انتخابهای نادرستی بود که با تفکر " اجبار " ، خود را برای پذیرفتن آنها قانع میکرد !
× خوشحالیم که این روزها زندگی خوبی با پسرش میگذراند ؛ هرچند غم نبود استوریا در تکتک لحظات او احساس میشود.
🥂 در وصف این شخصیت میتوان گفت :
- تو انتخابهای درستی انجام ندادی دریکو ؛ اما حالا یه اصیلزادهی قابل احترام شدی !
🎥 : Harry Potter
✍××
#زندگی
#فیلم_خارجی
👇👇👇
✍️ : دریکو مالفوی از نظر من نماد " انتخاب اشتباه و ترس " است ؛ گرچه از دیدگاه طرفداران این شخصیت نماد " اجبار " است !
دریکو مانند دادلی ، در خانوادهای بزرگ شد که برتری نسبت به سایرین ، جزوی جدانشدنی از افکارشان بود و پدرش ، حکم بتی داشت که از او تقلید میکرد و هیچ تلاشی نکرد تا از این " وابستگی " جدا شود !
× دریکو در انتخاب دوستانش نیز از همان شروع داستان اشتباه کرد و در دیدار اولش با هری پاتر در کوچهی دایگون ، چنان رفتار سرد و زنندهای از خود نشان داد که هری او را مانند دادلی تصور کرد !
× دریکو و سیریوس در خانواده و مدرسه مانند هم بودند ؛ البته با انتخابهایی متفاوت ! هر دو توسط اصيل زادگان افراطی بزرگ شدند ؛ اما انتخابهای این دو شخصیت در ادامهی زندگی ؛ دو کاراکتر کاملا متفاوت را از هر یک به مخاطب نشان داد !
× دریکو تصمیم گرفت جدایی از خانواده را نپذیرد و شخصیتهایی پوچ مانند کراب و گویل را که از همان کودکی به او دیکته شد باید دوست خود بداند ، به عنوان دارودستهی خود ( و بیشتر محافظ شخصی خود ! ) انتخاب کرد و این موضوع دقیقا در مقابل انتخابهای سیریوس قرار میگیرد ؛ او در سختترین شرایط خانوادهی افراطی خود را کنار گذاشت و در مسیر دوستان محفلی خود قرار گرفت !
× دریکو در سال ششم با شرایطی وحشتناک رو به رو شد و برای تحقق همان دیدگاه پدرش که اگر ولدمورت باشد ، مالفویها برتری خود را حفظ خواهند کرد ، به میل خود به عضویت مرگخواران درآمد و با وجود وظیفهی سختی که ولدمورت به او محول کرد ، کمکهای اسنیپ را پس میزد و به قول خود رولینگ " ترس این را داشت که مبادا اسنیپ " افتخار " ماموریتش را از او بدزدد " !
× دریکو رفته رفته و با توجه به درک اشتباهات خود در این مسیر ، متوجه شد که توانایی قتل را ندارد و رفته رفته از دیدگاه پدرش فاصله گرفت ؛ هرچند همچنان همان دیدگاه اصالت در گوشه و کنار ذهنش نقش بسته !
× نقش استوریا در تغییر دیدگاه و شخصیت این کاراکتر را نباید نادیده گرفت ؛ چرا که استوریا و سرنوشت شومی که نصیب او شد ، موجب یک تلنگر غمانگیز در تغییر رفتار این شخصیت شد.
× دریکو گذشتهی دوستداشتنی نداشت و سرچشمهی تمام این بدیها ، انتخابهای نادرستی بود که با تفکر " اجبار " ، خود را برای پذیرفتن آنها قانع میکرد !
× خوشحالیم که این روزها زندگی خوبی با پسرش میگذراند ؛ هرچند غم نبود استوریا در تکتک لحظات او احساس میشود.
🥂 در وصف این شخصیت میتوان گفت :
- تو انتخابهای درستی انجام ندادی دریکو ؛ اما حالا یه اصیلزادهی قابل احترام شدی !
🎥 : Harry Potter
✍××
#زندگی
#فیلم_خارجی
- ۱۴.۹k
- ۰۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط