{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من همیشه وقتی بابابزرگم میومد خونمون برای ناهار. قبل یا

من همیشه وقتی بابابزرگم میومد خونمون برای ناهار. قبل یا بعد ناهار باهاش. بازی می‌کردم حرف میزدم بغلش میکردم
حتی موهاشو شونه میزدم

خیلی دلم واسش تنگ شده الان ۲ ساله که نیستش😢😢😢
دیدگاه ها (۲)

«وقتی به خارج از کشور سفر می‌کنم، خیلی دلم برای هنک تنگ میشه...

مامان جونم ❤️تو همون آدمی هستی که همیشه کنارمی، غم‌خوارمی و ...

برای عشقم برای پرنسس قلبم برای دختر کوچولو مو بنفش مشکیم اله...

عاشقانه های شبنم

خواستم بگم ۵ روز دیگه سالگرد سولیه

سلام قشنگای من 🥹🤍بالاخره برگشتم…بعد از یه مدت طولانی که مجبو...

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت دوم(یک هفته بع...

ماهزاده ی من..دلم برات تنگ شده؛ هنوز دلم میخواد با صدایی که ...

و دقیقا وقتی فهمیدم چطور عاشقت شدم که ازت ناراحت و عصبانی بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط