تقریبا دو هفته ای میشد که ا..ت توی قصر کار می‌کرد و اهالی

تقریبا دو هفته ای میشد که ا..ت توی قصر کار می‌کرد و اهالی قصر فهمیده بودن لاله و بخاطر همین ازش بدشون میومد و باهاش بدرفتاری میکردن
اما پادشاه کیم سوکجین و همسرش کیم جیسو(تورو خدا گیر ندین چرا شیپ کردی) و دخترشون سولی با اون خیلی خوب بودن به خصوص سولی
سوالی همسن ا.ت بود(۱۹) و همیشه هوای آوا رو داشت و وقتی کارکنان قصر ا.ت رو اذیت میکردن اون جلوشون رو می‌گرفت
یه روز ا.ت رفت توی اتاق سولیوان و داشتن باهم حرف میزدن که سولیوان گفت:ا.ت میخوام یه چیز خیلی مهم بهت بگم...
دیدگاه ها (۱)

تکپارتی جونگ کوک

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

ادامه سناریو

پارت: سهرمان: رویای منا/ت: اول از همه بزارین اسم اون پنج نفر...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

مافیای من

ریاکشن

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط