سلام بر پدری که دیگر نیست  بر نامی که هنوز هم گرم‌تری

سلام بر پدری که دیگر نیست... 🥀 بر نامی که هنوز هم گرم‌تری

سلام بر پدری که دیگر نیست... 🥀 بر نامی که هنوز هم گرم‌ترین پناهِ قلب من است؛ بر آغوشی که دیگر سهمِ من نیست، اما دلم هنوز در حسرتِ آرام گرفتن در آن مانده است...

بابا جان، نبودنت دردی‌ست که نه به آن عادت می‌کنم، نه گذرِ روزها می‌تواند از سنگینی‌اش کم کند... در هیاهوی این زندگی، سکوتِ نبودنت بلندترین فریادی‌ست که هر شب در گوشِ دلم می‌پیچد.

دلتنگی یعنی تمامِ من، هنوز چشم‌انتظارِ کسی باشد که دیگر بازگشتی از او نیست... یعنی میانِ این‌همه آدم، جای یک نفر آن‌قدر خالی باشد که هیچ‌کس و هیچ‌چیز نتواند پُرش کند...

روحت در آرامش ابدی، بابای مهربانم؛ من مانده‌ام و داغی کهنه‌نشدنی، و عشقی که حتی مرگ هم نتوانست از دلم بگیرد...

دیدار به قیامت، بابای عزیزم؛ شاید آن روز، پس از این‌همه دلتنگی، دوباره آغوشت پناهِ تمامِ بی‌پناهی‌هایم شود... 🖤🥀

#غریبانه #بابام 🖤🥀


.

.

.
دیدگاه ها (۰)

شده دلتنگ شوی و هیچ چاره‌ای نداشته باشی جز اشک... من هر شب، ...

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

برای مادرم.برای آن فرشته‌ای که دیگر کنارم نیست اما همیشه در ...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

«در سکوتِ شب، قدم‌هایت را می‌شنوم…»بعد از رفتنت، سکوت را انت...

«خدا نکند» از آن ترانه‌هایی‌ست که عشق را در مرز میان دلتنگی ...

می‌دانم فاصله گاهی امتحان بزرگی‌ست، اما یاد تو، گرمای حضور ت...

دلم می‌خواست تمام پروانه‌ها را مهمان دلت کنم،تا گل‌های لطیفِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط