از زمانی که گفتن صاحب دختر کوچولو شدی دیگه خودمو فراموش ک

از زمانی که گفتن صاحب دختر کوچولو شدی دیگه خودمو فراموش ک

از زمانی که گفتن صاحب دختر کوچولو شدی دیگه خودمو فراموش کردم در خلوتایی که با دختر کوچولو حرف میزنم یا رسیدگی های بیشتر باباش یا حسودی کردن برای قربون صدقه رفتن بابا برا دختر کوچولومون یا سوزش معده و حالت تهوع و دردایی که دارم با ارزش ترینن برای من تا تو بیای تا تو بشی دنیای من ❤😍
دیدگاه ها (۱)

وقتی دابمسش گرفتی ولی... 🤍✨(the last part 🫠🐾)ویو تهیونگ داشت...

عشقی حقیقی

انتقام یا عشق

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

ابلیس

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط