انتقام یا عشق

انتقام یا عشق پارت ۶
( فک کنین رسیدن مدرسه )
ویوی رِی « بجای ات از این به بعد میزارم ری قشنگه »
وقتی رسیدیم با هم داشتیم تو راه رو قدم می‌زدیم که یه پسره دویید و خورد به من « # علامت اون پسره »
# ببخشید
+ ببخشید و مرض مگه کوری نمی‌بینی ( عصاب مصاب یوختی )
# ببخشید خوب
+ دلت میخواد اخراج بشی کله کدو ؟؟
# وا بابا یه بر خورد ساده بود حالا بزرگش نکن ( از کنارش رد شد )
+ شیطونه میگه بزنم دهن مهنشو سرویس کنما
÷ ولش کن بابا حالا چیزی نشد که
+ چیزی نشد ؟؟؟؟ ای خدااااااا
÷ حالا اینارو ولش بیا بریم سر کلاس
+ بریم ولی یونگی من نمیتونم امشب بیام
÷ چرا نکنه پسر عموی عزیزت اجازه نمیده ( با تاکید روی عزیز گفت اینو )
+ بخدا خودم میکشمتا
÷ باشه بابا شوخی کردم حالا چرا نمیای
+ باید برم جایی یه روز دیگه
÷ یه جوری میگه یه روز دیگه انگار من فقط منتظر بودم این بیاد
+ کوفت
÷ حیحی
+ لیلی
÷ سیسی
+ شیشی ( با تو نیستم عشقم )
÷ کیکی
÷ دیدی
+ چیو
÷ دیدی دیدی باختی
+ آییییششششششش
÷ آییشش ( ادا در میاری کصافت ؟)
+ ران
÷ ری بخدا شوخی کردم غلط خوردم ببخشید ( میگ میگ هستن فک کنم قبلاً آشناتون کردم )
+ دیگه دیره بیب ( ایشون هم خودتون میدونید گرگ هستن )
ویوی لیلی 😌 « خودمو میگم 😑 »
اینا همینجوری داشتن دنبال هم میدوییدن که ری به یه چیزی بر خورد می‌کنه بهتره بگم کسی نه چیزی
: ریییییییی
+ اوپس
: یونگی ری هردو بیاین دفتر ( رفت )
+ فک کنم گونمون پارست
÷ فک نکن مطمئن باش
+ حالا بیا بریم شاید چیزی نگفت
÷ شاید به تو نگه ولی به من حتما میگه
+ عاشق چش و ابرو ی منه چیزی بم نگه
÷ هو کصخل تو دختر عموشی با هم بزرگ شدین
£ خانم کیم ری شما واقعا با آقای کیم فامیلین ؟؟؟
+ گو خوریش به تو نیومده
£ ببخشید مزاحم شدم
+ مزاحم بودی
÷ اووو خشم جوجه رنگی
+ 🗿🔪🚬
÷ ای خدااااااااااااااا
فلش به وقتی که رفتن دفتر نامی
ویوی ری
: من از دست شما دوتا چیکار باید بکنم
+ وا نامی مگه ما چیکار کردیم
÷ تو یکی که حرف نزن که دلم از دستت خونه
+ حیحی صحیح
÷ خب من الان چرا اینجام ؟؟
+ چون باس تعون منم تو بدی
: آییی چرا این دوتا باهم دوس شدن
+ پهن خوریش برا شما زشته گلم
: نامجون آروم باش چیزی نشده که ( داره جر میخوره از حرص )
بعد کلی دعوا رفتیم سر کلاس و کلاس پوخمون تموم شد
ویوی لیلی ( چند ساعت بعد )
پسر شهردار تو خونه در حال درس خوندن بود که متوجه شد پدرش یعنی شهردار نزدیک به ۳ ساعته از حموم بیرون نیومده
برای اینکه مطمئن بشه حال پدرش خوبه
به سمت حموم رفت ولی صدای آب نبود
با خودش فک کرد شاید پدرش داره میاد بیرون و اهمیتی نداد
ولی وقتی خواست بره صدای زنی رو از حموم شنید
اولش فک کرد خیالاتی شده ولی دوباره همون صدا اومد
زن : بیا تو توله سگ کوچولو
# ب..بابا
زن : منم بابات اینجا نیست بیا تو کارت دارم
پسرک با تردید درو باز کرد و با جسد پر از خون پدرش که تو وان حموم بود مواجه شد
کنارش زنی با چاقو وایساده بود
ماسک سیاهی به صورت داشت و لباس سیاه ولی ترسناکی به تن داشت که الان آغشته به خون بود
# ت..تو کی هستی چه بلایی سر بابام آوردی ( ترسیده )
زن : من فرشته ی مرگ تو و پدرتم
آون زن آروم آروم با قدم های سنگین و با وقار به سمت پسرک حرکت کرد
# ن..نیا جلو بیای به پلیس زنگ میزنم
زن : هیچ کاری نمیتونی بکنی توله سگ کوچولو
به سرعت دست و پا و دهن پسرک رو بست و شروع کرد به در آوردن لباسهای پسرک









( اسمات تو کامنتا )
دیدگاه ها (۵)

پارت ۳

بی رحمی؟🥺( o´ェ`o)پارت¹⁶(´・ェ・`)اجباری؟درباز شد جین اومد یونا ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 🎧🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «فقط عاشقش نشو...» 𓂃...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

سناریو سو پارت اخر

P7 .MY GOOD MISTAKE.

سناریو تهیونگ

عشقی حقیقی

پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط