انقدر از این پاییز اومده و رفته

انقدر از این پاییز اومده و رفته؛

انقدر از این پاییز اومده و رفته؛
انقدر از این برگا روی زمین ریخته...
خش خش کرده...
درختاش مثل بید لرزیده...
بارونش خیابونارو خیس کرده...
یکی پاییزش با دلبر بوده و یکی بی دلبر!
یکی ذوق داشته، یکی حسرت...
یکی اومدنش با پاییز بوده و یکی رفتنش!
پاییز که بد نیست جونم؛
انقدر فصل ها و روزا و ماه ها با آدماش اومدن و رفتند که نمیشه چرتکه انداخت!
دلت که گرم باشه...
یک رنگ که باشی؛ پاییز و غیرِ پاییز نداره!
میدونی که همش رفتنیه...
اونایی که رنگ عوض کردند افتادند روی زمین جونم؛
پاییز رو ببین؟!
کدوم برگ که رنگ عوض کرد، نریخت؟

#آیدا_بیات
دیدگاه ها (۸)

پارت دهم (پارت آخر): «روی لبه‌ی آتش، رقص تا به آخر»مه غلیظی ...

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

ری اکشن شخصیتای بانگو اگه بهشون اعتراف کنی که عاشقشی

تاریکی زیر پوست نور. پارت اول.

📸 کپشنو بخونید💛 ‌صداش به گوشم میخورد که میگفت چرا نمیای بریم...

پارت ۲۳پرش به فردا ات ویو با سوزشی تو بدنم چشمام رو باز کردم...

p23پرش به فردا ات ویو با سوزشی تو بدنم چشمام رو باز کردم تو ...

مرد در پاییز نامه مینویسد

p2

🍁🍁🍁🍁#خان_زاده #پارت192#جلد_دومدلم کباب شد برای دخترکم حرف دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط